خرید بک لینک

!-.-.-Design By : pichak.net-.-.->

نشسته بودم روی پله های حیاط و باد عصرگاه پاییزی کلمات ذهنم رو مثل برگی که کنده شده از درخت به همه جا می برد و در نهایت ختم میکرد به یه واژه ! به "تقدیر" به کلمه ای که انگار عهد بسته بود از یک مصرع بیفته به جانم  من چه قدر در اون نقش داشتم؟

تقدیر...

مسجد که بودیم وقتی در هم همه صدای مداحی و شیون زنان به اطرافم نگاه میکردم ؛ انگار که تقدیر همه آدما برام قصه شد و همه اینا از چشمای پیرزنی شروع کار شد که دیگه رمق نداشت! در عالم خیال خودم رفتم به هنگام تولدش به بچگی به جوانی و به زنی که جلوی من نشسته بود ! 

برگشتم به خودم ... منم برگی بودم که در هیاهوی پاییز از اصل درختش جدا افتاده بود و در میان این همه غفلت و بازی های رنگارنگ میخواست که به درخت برگرده ! اما از کدوم راه ؟ سفر کردم به وجودم به میلیارد ها سال نوری قبل.اون زمان که جز خدا نمی‌دونست ‌که "من" قراره این لحظات نفس بکشم در این دنیا

به لحظه های تولد ! به لحظات کودکی .. نوجوانی .. عاشق شدن .. به همه هویت هایی که رسیدم به همه نسبت هایی که متعلق به من بود ! به میانسالی و به پیری .. و تصور خودم در زیر خاک ها و اشک هایی که پشت سرم بود .. به گذر زمان و خاطرات ! فکر کردن به همه اینا منو از پا می انداخت اما ذهن من مبتلاش شده بود ! سفر کردم به همین موقع های پارسال .. الان کجام ؟ چه قدر جهانم تغیر کرده بود و یک باره عاجز شدم از درکش که اشک چشم به کمکم اومد .. قلب کوچک من در مقابل این محبت بزرگ عاجز بود 

آیا من لایق این همه کرامت و محبت وجودهای آسمانی بودم ؟ از کجا شروع کار شد ؟ از کجا عادت و تربیت فرهنگ وخانواده و مذهب تبدیل به انس و رفاقت شد؟ تبدیل انتساب به اکتساب ! چرا خدا تصمیم گرفته بود که من در این مکان و در این زمان باشم ؟ من پر از چراهایی بودم که پیداکردن جوابشون یک عمر میخواست . . .  

اما انگار که دقایق ایستادند و من تنهای تنهای خودم رو در محضر اهل بیتی یافتم که امیدشون فراتر از تلقین بود .. یک امید و آرامش واقعی و جاودانه. جواب همه سوال های بی جواب⭐ مداح میخوند و چشم دل در حول و حوش این افکار می چرخید.. در حرم امام حسین و کرم امام حسن .. اشکی که شاهد شکوفه زدنش بودم و میگفتم خدایا مگه من چه لطفی بهت کرده بودم که منو در این وادی به دنیا آوردی؟ 

قرار بود که تقدیر این چنین باشد.. 

برچسب: نویسنده: نگار کوشکی تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 16:55

صفحه بندی